سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
درد و دل با خدا ....
از سخن زشت و ناسزا بپرهیز که خداوندـ عزّوجلّ ـ، بد زبانِ ناسزاگوی را دشمن می دارد . [.رسول خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :48
بازدید دیروز :79
کل بازدید :83816
تعداد کل یاداشته ها : 36
2/3/91
3:57 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
ی کسی دور از خدا[226]
تاریخ تأسیس 1/1/1385 زندگی زیباست ای زیبا پسند *** زنده اندیشان به زیبایی رسند.

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
عکس های عاشقانه وبلاگ گروهی فصل انتظار حب الحسین اجننی کشکول رازهای موفقیت زندگی true love عاشق آسمونی ترنم نور متالورژی_دانلودکده ی مهندسی متالورژی Rikhtegari.ir پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان .: شهر عشق :. دل نوشته های یک دختر شهید دریچه ای متفاوت در دنیای وب «نجوای شبانه» سکوت عشق سکوت ابدی پاتوق دخترها وپسرها ● بندیر ● من و تو قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی دهاتی بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد. بچه مرشد! هم نفس من و خدایم... گروه اینترنتی جرقه داتکو حفاظ فصل سکوت فقط من برای تو خادمان هیئت تعزیه خوانی حضرت ابوالفضل(ع) ده زیار بی معرفت گل دختر آدمکها روان شناسی * 心理学 * psychology افســـــــــــونگــــر عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر) عاشقانه منتظرظهور یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم او گردد شمامه کرمش کار ساز من دلتنگی و انتظار به همراه مهربونی پاک دیده گل یخ نبض شاه تور منطقه آزاد امیدزهرا omidezahra خاطرات باور نکردنی یک حاج اقا پله پله تا خدا... زیبایی سایه خدا بر کهکشانها چند کیلو امیدواری مهتاب بازی بزرگان رایحه کودکی خاک خسته... شمعی برای پلوتون نشریه عطش شمیم یار امام مهدی (عج) پایگاه استخاره و پاسخگویی به مسائل شرعی بهشت نصیب تو باد طهور اکبر من و خدایم خاطرات باور نکردنی یک حاج آقا خبر آنلاین

                    


به نام خدا


او پیامبری‌ بود که‌ کتاب‌ نداشت. معجزه‌ای‌ هم.اسباب‌ رسالت‌ او تنها خوشه‌ای‌ گندم‌ بود که‌ خدا به‌ او داده‌ بود.خدا گفته‌ بود: دشمنان‌اند که‌ معجزه‌ می‌خواهند، معجزه‌ای‌ که‌ مبهوتشان‌ کند
دوستان‌ اما تنها با اشاره‌ای‌ ایمان‌ می‌آورند. و این‌ خوشه‌های‌ گندم‌ برای‌ اشاره‌ کافی‌ است.


پیامبر، کوی‌ به‌ کوی‌ و شهر به‌ شهر رفت‌ و گفت: آی‌ مردم، به‌ این‌ خوشه‌ گندم‌ نگاه‌ کنید. قصه‌ این‌ گندم، قصه‌ شماست‌ که‌ چیده‌ می‌شود و به‌ آسیاب‌ می‌رود تا ساییده‌ شود و پس‌ از آن‌ خمیری‌ خواهد شد در دست‌های‌ نانوا؛ و می‌رود تا داغی‌ تنور را تجربه‌ کند، می‌رود تا نان‌ شود، مائده‌ مقدس‌ سفره‌ها.


آی‌ مردم، شما نیز همان‌ خوشه‌های‌ گندمید که‌ در مزرعه‌ خدا بالیده‌اید. نترسید از این‌ که‌ چیده‌ می‌شوید، خود را به‌ آسیابان‌ روزگار بسپارید تا در آسیاب‌ دنیا شما را بساید، تا درشتی‌هایتان‌ به‌ نرمی‌ بدل‌ شود وسختی‌هایتان‌ به‌ آسانی.


خداوند نانوای‌ آدم‌هاست. خمیرتان‌ را به‌ او بدهید تا در دست‌هایش‌ ورزیده‌ شوید، خدا بر روحتان‌ چاشنی‌ درد و نمک‌ رنج‌ خواهد زد و شما را در دستان‌ خود خواهد فشرد؛ طاقت‌ بیاورید، طاقت‌ بیاورید تا پرورده‌ شوید.
و کیست‌ که‌ نداند خداوند او را در تنور خود خواهد نشاند؛ این‌ سنت‌ زندگی‌ است. اما زیباتر آن‌ است‌ که‌ با پای‌ خود به‌ تنورش‌ درآیید و بسوزیید، نه‌ از سر بیچارگی‌ و اضطرار، که‌ از سر شوق‌ و اختیار.


پیامبر گفت: صبوری‌ کنید تا نان‌ شوید؛ نانی‌ که‌ زیبنده‌ سفره‌های‌ ملکوت‌ باشد. صبوری‌ کنید تا نان‌ شوید؛ نانی‌ که‌ به‌ مذاق‌ خدا خوش‌ آید.


هزاران‌ سال‌ است‌ که‌ نان‌ در سفره‌ آدمی‌ است‌ تا به‌ یادش‌ آورد قصه‌ خوشه‌های‌ گندم‌ و آسیاب‌ و تنور را... قصه‌ نان‌ پختن، نان‌ قسمت‌ کردن، نان‌ شدن‌ را...


 


4/7/85::: 8:28 ص
نظر()
  
  

جاوا اسکریپت