سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
درد و دل با خدا ....
هرکه بسیار یاد مرگ کند، خداوند دوستش خواهد داشت . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :34
بازدید دیروز :79
کل بازدید :83802
تعداد کل یاداشته ها : 36
2/3/91
3:45 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
ی کسی دور از خدا[226]
تاریخ تأسیس 1/1/1385 زندگی زیباست ای زیبا پسند *** زنده اندیشان به زیبایی رسند.

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
عکس های عاشقانه وبلاگ گروهی فصل انتظار حب الحسین اجننی کشکول رازهای موفقیت زندگی true love عاشق آسمونی ترنم نور متالورژی_دانلودکده ی مهندسی متالورژی Rikhtegari.ir پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان .: شهر عشق :. دل نوشته های یک دختر شهید دریچه ای متفاوت در دنیای وب «نجوای شبانه» سکوت عشق سکوت ابدی پاتوق دخترها وپسرها ● بندیر ● من و تو قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی دهاتی بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد. بچه مرشد! هم نفس من و خدایم... گروه اینترنتی جرقه داتکو حفاظ فصل سکوت فقط من برای تو خادمان هیئت تعزیه خوانی حضرت ابوالفضل(ع) ده زیار بی معرفت گل دختر آدمکها روان شناسی * 心理学 * psychology افســـــــــــونگــــر عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر) عاشقانه منتظرظهور یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم او گردد شمامه کرمش کار ساز من دلتنگی و انتظار به همراه مهربونی پاک دیده گل یخ نبض شاه تور منطقه آزاد امیدزهرا omidezahra خاطرات باور نکردنی یک حاج اقا پله پله تا خدا... زیبایی سایه خدا بر کهکشانها چند کیلو امیدواری مهتاب بازی بزرگان رایحه کودکی خاک خسته... شمعی برای پلوتون نشریه عطش شمیم یار امام مهدی (عج) پایگاه استخاره و پاسخگویی به مسائل شرعی بهشت نصیب تو باد طهور اکبر من و خدایم خاطرات باور نکردنی یک حاج آقا خبر آنلاین

جغدی روی کنگره‌ های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می‌کرد. رفتن و رد پای آن را. و آدم‌ هایی را می‌دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می‌بندند. جغد اما می‌دانست که سنگ‌ ها ترک می‌خورند، ستون‌ها فرو می‌ریزند، درها می‌شکنند و دیوارها خراب می‌شوند. او بارها و بارها تاج ‌های شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابه‌لای خاکروبه‌ های قصر دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری‌اش می‌خواند؛ و فکر می‌کرد شاید پرده‌های ضخیم دل آدم‌ ها، با این آواز کمی بلرزد.
روزی کبوتری از آن حوالی رد می‌شد، آواز جغد را که شنید، گفت: بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدم ‌ها آوازت را دوست ندارند. غمگینشان می‌کنی. دوستت ندارند. می‌گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.
قلب جغد پیرشکست و دیگر آواز نخواند.
سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آواز‌‌خوانِ کنگره‌های خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی‌خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدایا! آد م‌هایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند. خدا گفت: آوازهای تو بوی دل کندن می‌دهد و آدم‌ ها عاشق دل بستن‌اند. دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه‌ای! و آن که می‌بیند و می‌اندیشد، به هیچ چیز دل نمی‌بندد؛ دل نبستن سخت ‌ترین و قشنگ ‌ترین کار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت ، تلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره‌های دنیا می‌خواند. و آن کس که می‌فهمد، می‌داند آواز او پیغام خداست که می‌گوید: آن چه نپاید، دلبستگی را نشاید.


16/5/85::: 12:25 ع
نظر()
  
  

جاوا اسکریپت