سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی
هرکه با سَبُکْ عقل دوستی کند، سَبُک عقلی خود را آشکار کرده است . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :5
بازدید دیروز :68
کل بازدید :205447
تعداد کل یاداشته ها : 36
98/4/31
4:5 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
mehdiaz[220]
ی کسی دو از خدا

خبر مایه
پیوند دوستان
 
هم نفس فرزانگان امیدوار وبلاگ گروهی فصل انتظار بی معرفت افســـــــــــونگــــر منتظرظهور گل دختر دریچه ای متفاوت در دنیای وب سکوت ابدی دل نوشته های یک دختر شهید عاشق آسمونی امام مهدی (عج) تنهایی......!!!!!! مهتاب بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد. بچه مرشد! .: شهر عشق :. عکس های عاشقانه منطقه آزاد ● بندیر ● رازهای موفقیت زندگی «نجوای شبانه» دلتنگی و انتظار به همراه مهربونی پاک دیده آدمکها خادمان هیئت تعزیه خوانی حضرت ابوالفضل(ع) ده زیار ترنم نور من و خدایم... عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر) محمد قدرتی عاشقانه گروه اینترنتی جرقه داتکو من و تو پاتوق دخترها وپسرها روان شناسی * 心理学 * psychology نبض شاه تور تنها عشق منی متالورژی_دانلودکده ی مهندسی متالورژی Rikhtegari.ir true love خوش مرام سکوت عشق پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان حفاظ حب الحسین اجننی احساس ابری فقط من برای تو امیدزهرا omidezahra جوک و خنده دهاتی شمیم یار قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول فصل سکوت یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم او گردد شمامه کرمش کار ساز من گل یخ خاطرات باور نکردنی یک حاج اقا پله پله تا خدا... زیبایی سایه خدا بر کهکشانها چند کیلو امیدواری بازی بزرگان رایحه کودکی خاک خسته... شمعی برای پلوتون نشریه عطش پایگاه استخاره و پاسخگویی به مسائل شرعی بهشت نصیب تو باد طهور اکبر من و خدایم خاطرات باور نکردنی یک حاج آقا خبر آنلاین تنهایی.......

به نام خدا

 همرهان رفتند و ما درخواب هستیم ای دریغ 

 عمر شد ازدست و ما طرفی نبستیم ای دریغ

 

بود  بر   دریای  عالم    نوح   کشتیبان  ما

در درون  کشتی  نحوی  نشستیم   ای دریغ

 

ناله ها کردیم  ازتاریکی  و  ظلمت  چه سود

چون عیان شد نور بر ما دیده بستیم ای دریغ

 

گفت  ابراهیم    در آتش  در آ   حیران نمان

تا به امروز  ابلهیم  و  بت پرستیم  ای دریغ

 

باز  ابراهیم   در آتش   به  ما    پیغام  داد

ما به جای  بتکده  خود را  شکستیم ای دریغ

 

عیسی مریم  گذشت از خاک و  بر افلاک شد

بود ما را   پر ولی  در گل نشستیم ای دریغ

 

بر در و دیوار زندان  عاشق  و شیدا  شدیم

لیک  بر آن  راه  بالا   دل  نبستیم  ای دریغ

 

بود  ما را   رستم  دستان  و  آن   شیر خدا

ما ملول ازدیو و دد همواره مستیم ای دریغ

 

گرچه از بیداد فرعونی  جان  بر لب  رسید

از تکبر   همره    موسی   نرستیم  ای دریغ

 

در بن  چاهی   گرفتار آمدیم   از  بی کسی

منجی آمد  از رسن   بالا  نجستیم  ای دریغ

 

برد ما را خضر  در بحری  پر از آب حیات

لیک  با یک جرعه از مردن نرستیم ای دریغ

 

« گر مجال گفت بودی گفتنی ها گفتمی »

ای  دریغا  گوهر خود را  شکستیم ای دریغ


  
  

جاوا اسکریپت